گفت و گوی اختصاصی:

سپیده قلندری اسفدن در گفت و گو با چارسو نیوز

گفت‌وگوی اختصاصی چارسو نیوز با سپیده قلندری اسفدن، خبرنگار و فعال رسانه‌ای

خبرنگاری برای بعضی‌ها از یک انتخاب آگاهانه آغاز می‌شود و برای بعضی دیگر، از یک اتفاق یا حتی تشویق یک نفر. برای سپیده قلندری اسفدن، این مسیر با تشویق پدرش آغاز شد؛ پدری که خود سال‌ها در حوزه خبرنگاری فعالیت داشت و پس از بازنشستگی فرهنگی نیز این مسیر را ادامه داد.

قلندری اسفدن در سال ۱۳۸۷ با شرکت در دوره‌های خبر باشگاه خبرنگاران جوان، نخستین قدم جدی خود را در این مسیر برداشت و پس از آن، فعالیت حرفه‌ای‌اش را در جهاددانشگاهی، ایسنا و ایکنا ادامه داد. مسیری که به گفته خودش، به مرور از یک علاقه به یک حرفه و سپس به بخشی از هویت کاری او تبدیل شد.

او که تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته جغرافیا گذرانده است، معتقد است این رشته برخلاف تصور اولیه، ارتباط چندانی با خبرنگاری ندارد و اتفاقاً نوع نگاه حاصل از جغرافیا، یعنی دیدن ارتباط میان انسان، جامعه و محیط، در فعالیت رسانه‌ای به کمکش آمده است.

در این گفت‌وگوی اختصاصی با چارسو نیوز، سپیده قلندری اسفدن از نخستین روزهای ورودش به خبرنگاری، تجربه‌های ماندگار در میدان خبر، مسئولیت خبرنگار در برابر جامعه، نسبت میان سرعت و دقت، تفاوت خبرنگار با تولیدکننده محتوا، آینده این حرفه در عصر هوش مصنوعی، ظرفیت‌های رسانه‌های استانی، مطالبه‌گری و امیدآفرینی، تجربه زنان در رسانه و مهارت‌هایی که خبرنگاران نسل جدید باید یاد بگیرند سخن گفته است.

او در بخشی از این گفت‌وگو به جمله‌ای می‌رسد که شاید بتوان آن را خلاصه‌ای از نگاهش به حرفه خبرنگاری دانست: «خبرنگاری با انتشار خبر تمام نمی‌شود.»

شروع یک مسیر؛ از تشویق پدر تا انتخاب یک حرفه

اگر بخواهیم از نقطه شروع این مسیر حرف بزنیم، چه چیزی باعث شد سپیده قلندری وارد دنیای خبرنگاری شود؟ انتخابی آگاهانه بود یا اتفاقی که به مرور به یک مسیر حرفه‌ای تبدیل شد؟

شروع این مسیر برای من با تشویق پدرم بود. پدرم خودش سال‌ها در حوزه خبرنگاری فعالیت داشت و به عنوان یک بازنشسته فرهنگی سال‌ها هم این مسیر را ادامه دادند. همیشه من را تشویق می‌کرد که وارد این حوزه شوم و دوره‌های خبرنگاری را جدی بگیرم.

در سال ۱۳۸۷ به تشویق ایشان در دوره‌های خبر باشگاه خبرنگاران جوان شرکت کردم و همان‌جا برای من علاقه به این حرفه جدی شد. بعد از آن خیلی زود وارد جهاددانشگاهی شدم و مسیر حرفه‌ای‌ام را در ایسنا و ایکنا ادامه دادم. به مرور این مسیر از یک علاقه به یک حرفه و بعد به بخشی از هویت کاری من تبدیل شد.

امروز که به آن سال‌ها نگاه می‌کنم، فکر می‌کنم شاید شروعش با پیشنهاد پدرم بود، اما ادامه دادنش انتخاب خودم بود.

شما در رشته جغرافیا تحصیل کرده‌اید. چه شد که مسیر تحصیلی‌تان به مسیر رسانه‌ای و خبرنگاری پیوند خورد؟

جغرافیا به من نگاه کردن به جامعه و محیط پیرامون را یاد داد؛ اینکه یک موضوع را فقط از یک زاویه نبینم و ارتباط میان انسان، جامعه و محیط را درک کنم. خبرنگاری هم دقیقاً به نوعی با همین نگاه همراه است؛ باید ببینی، بررسی کنی، سؤال بپرسی و ارتباط میان اتفاقات را پیدا کنی.

به همین دلیل هیچ‌وقت احساس نکردم رشته دانشگاهی‌ام با خبرنگاری بی‌ارتباط است. اتفاقاً فکر می‌کنم نگاه جغرافیایی در بسیاری از موضوعاتی که در استان دنبال می‌کنم، به من کمک کرده است.

اگر به نخستین روزهای خبرنگاری‌تان برگردید، سپیده قلندری آن روزها چه تفاوتی با خبرنگاری که امروز هستید دارد؟

سپیده آن روزها بیشتر دنبال این بود که یاد بگیرد چطور خبر بنویسد و یک گفت‌وگو را درست انجام دهد؛ اما امروز بیشتر از «چطور خبر دادن» به «چرا خبر دادن» فکر می‌کنم.

آن زمان شاید یک خبر برایم پایان کار بود، اما امروز می‌دانم که گاهی انتشار خبر تازه شروع یک مسیر است؛ باید موضوع را پیگیری کرد، پاسخ گرفت و دید چه اتفاقی برای مطالبه یا مسئله‌ای که روایت کرده‌ایم می‌افتد.

آدم‌های پشت خبر؛ آنچه از سال‌ها خبرنگاری در ذهن می‌ماند

در این سال‌ها حتماً گزارش‌ها، خبرها یا گفت‌وگوهایی داشته‌اید که برایتان فراتر از یک کار روزمره بوده‌اند. کدام تجربه هنوز در ذهن شما مانده است؟

برای من گزارش‌هایی ماندگارترند که پای زندگی واقعی مردم در میان بوده است. وقتی یک شهروند مسئله‌ای را مطرح می‌کند و شما آن را دنبال می‌کنید و بعد می‌بینید مسئول مربوطه پاسخ می‌دهد یا بخشی از مسئله حل می‌شود، آن لحظه برای یک خبرنگار ارزشمند است.

در طول سال‌ها تجربه‌های زیادی داشته‌ام، اما چیزی که بیشتر از خود خبر در ذهنم می‌ماند، آدم‌های پشت خبر هستند.

آیا تا امروز پیش آمده خبری را دنبال کنید که در ابتدا فقط یک سوژه خبری به نظر برسد، اما در جریان پیگیری آن، نگاهتان به یک موضوع یا حتی به حرفه خبرنگاری تغییر کند؟

بله، بارها. یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که خبرنگاری به من داده این است که هیچ سوژه‌ای را نباید در نگاه اول ساده فرض کرد. ممکن است یک موضوع در ظاهر فقط یک خبر باشد، اما وقتی وارد میدان می‌شوید و با مردم و مسئولان صحبت می‌کنید، ابعاد اجتماعی و انسانی متفاوتی پیدا می‌کند.

همین تجربه‌ها باعث شد خبرنگاری را فقط انتقال اطلاعات نبینم؛ بلکه آن را نوعی شناخت جامعه بدانم.

خبرنگار از نگاه سپیده قلندری؛ کسی که می‌بیند، می‌پرسد و مسئولانه روایت می‌کند

بعد از سال‌ها فعالیت در رسانه، اگر بخواهید خبرنگاری را با تجربه شخصی خودتان تعریف کنید، خبرنگار برای شما دقیقاً چه کسی است؟

برای من خبرنگار کسی است که می‌بیند، می‌پرسد، بررسی می‌کند و مسئولانه روایت می‌کند. خبرنگار نباید فقط بلندگوی یک دستگاه یا یک فرد باشد؛ باید بتواند صدای جامعه را هم بشنود و روایت کند.

مهم‌ترین چیزی که یک خبرنگار در میدان خبر یاد می‌گیرد چیست؛ چیزی که شاید هیچ کلاس و دوره آموزشی نتواند به او یاد بدهد؟

صبوری و پیگیری. خیلی وقت‌ها پاسخ یک سؤال را همان لحظه نمی‌گیری. باید دوباره تماس بگیری، دوباره سؤال کنی، اطلاعات را بررسی کنی و گاهی ماه‌ها یک موضوع را دنبال کنی.

میدان به خبرنگار یاد می‌دهد که برای رسیدن به یک روایت درست، نباید عجله کرد.

خبرنگاری حرفه‌ای است که گاهی باید بین سرعت، دقت، مطالبه‌گری و ملاحظات مختلف تصمیم بگیرد. خود شما در چنین موقعیت‌هایی معمولاً چگونه تصمیم می‌گیرید؟

برای من صحت و دقت در اولویت است. سرعت مهم است، اما خبر اشتباه می‌تواند اعتماد مخاطب را از بین ببرد. خبرنگار باید بتواند هم سریع باشد و هم دقیق، اما اگر مجبور به انتخاب شود، من ترجیح می‌دهم روایت درست را انتخاب کنم.

آیا تا به حال شده برای انتشار یک خبر یا گزارش، با وجود فشار یا دشواری، احساس کنید باید حتماً آن را روایت کنید؟

بله. وقتی موضوعی مطالبه واقعی مردم باشد، خبرنگار احساس مسئولیت بیشتری می‌کند. البته مطالبه‌گری را تقابل با مسئولان نمی‌دانم. اتفاقاً معتقدم رسانه و مسئول می‌توانند در یک مسیر باشند؛ رسانه مسئله را مطرح کند و مسئول برای حل آن پاسخ بدهد.

خبرنگاری در عصر شبکه‌های اجتماعی؛ سرعت یا دقت؟

شبکه‌های اجتماعی، تلفن همراه و سرعت انتشار خبر، این حرفه را چقدر تغییر داده‌اند؟

خیلی زیاد. زمانی خبرنگار فرصت بیشتری برای جمع‌آوری و تنظیم خبر داشت، اما امروز خبر در چند ثانیه منتشر می‌شود. این سرعت هم فرصت است و هم تهدید.

فرصت است چون رسانه می‌تواند سریع‌تر با مخاطب ارتباط بگیرد؛ تهدید است چون ممکن است سرعت، دقت را قربانی کند. به نظرم خبرنگار امروز باید هم سرعت را بشناسد و هم مراقب باشد اعتبار رسانه را فدای سرعت نکند.

امروز هر کسی با یک تلفن همراه می‌تواند خبر تولید و منتشر کند. تفاوت «خبرنگار» با «تولیدکننده محتوا» چیست؟

هر کسی می‌تواند محتوا تولید کند، اما خبرنگار نسبت به صحت و اعتبار روایتش مسئول است. خبرنگار باید منبع را بررسی کند، سؤال بپرسد، روایت‌های مختلف را بشنود و مسئولیت چیزی را که منتشر می‌کند بپذیرد.

هوش مصنوعی؛ تهدید یا ابزار تازه خبرنگار؟

در عصر هوش مصنوعی، چه چیزی می‌تواند جایگاه خبرنگار حرفه‌ای را حفظ کند؟

به نظرم مهم‌ترین چیز اعتماد است. هوش مصنوعی می‌تواند ابزار بسیار خوبی برای خبرنگار باشد و حتی بخشی از کارها را سریع‌تر کند، اما تجربه میدانی، ارتباط انسانی، شناخت جامعه و مسئولیت اخلاقی را نمی‌تواند جایگزین کند.

من فکر می‌کنم خبرنگار آینده کسی نیست که از هوش مصنوعی بترسد؛ کسی است که یاد بگیرد از آن درست استفاده کند، اما هویت و مسئولیت حرفه‌ای خودش را حفظ کند.

اگر مجبور باشید بین «اولین نفر بودن» و «دقیق‌ترین روایت» یکی را انتخاب کنید، انتخاب شما چیست؟

دقیق‌ترین روایت. اولین بودن خوب است، اما اگر خبر اشتباه باشد، سرعت دیگر مزیت محسوب نمی‌شود. اعتماد مخاطب چیزی نیست که بتوان آن را با چند دقیقه زودتر منتشر کردن یک خبر به دست آورد.

با گسترش اخبار جعلی و روایت‌های نادرست، مسئولیت خبرنگار فقط انتشار خبر است؟

نه. خبرنگار امروز علاوه بر انتشار خبر، مسئولیت راستی‌آزمایی و کمک به تشخیص اطلاعات درست از نادرست را هم دارد. در شرایطی که هر کسی می‌تواند یک خبر را منتشر کند، ارزش رسانه حرفه‌ای بیشتر از گذشته به اعتبار آن وابسته است.

مردم امروز از رسانه چه می‌خواهند؟

به نظر شما مردم امروز از رسانه چه می‌خواهند؟ خبر سریع، تحلیل، مطالبه‌گری، امید یا چیزی فراتر از اینها؟

فکر می‌کنم مردم امروز هم سرعت می‌خواهند، هم دقت و هم صداقت. اما مهم‌تر از همه این است که احساس کنند رسانه واقعاً آنها را می‌بیند و صدایشان را می‌شنود.

خبرنگار چقدر باید به زندگی واقعی مردم نزدیک باشد؟

خیلی زیاد. خبرنگار اگر فقط پشت میز باشد، بخش مهمی از واقعیت جامعه را از دست می‌دهد. بسیاری از سوژه‌های واقعی از گفت‌وگو با مردم، حضور در میدان و شنیدن تجربه‌های آنها شکل می‌گیرد.

خراسان جنوبی؛ ظرفیت‌هایی فراتر از خبرهای بحران

شما سال‌ها در فضای رسانه‌ای خراسان جنوبی فعالیت کرده‌اید. مهم‌ترین ظرفیت رسانه‌های استانی که هنوز به اندازه کافی دیده نشده چیست؟

به نظرم ظرفیت روایت استان است. خراسان جنوبی فقط مجموعه‌ای از مشکلات نیست. ما ظرفیت‌های علمی، فرهنگی، اقتصادی، تاریخی و انسانی زیادی داریم.

رسانه‌های استانی می‌توانند این ظرفیت‌ها را طوری روایت کنند که نگاه کشور فقط به فاصله جغرافیایی و مشکلات استان محدود نشود.

چگونه می‌توان روایت‌های محلی را به بخشی از روایت ملی تبدیل کرد؟

باید مسائل محلی را با نگاه ملی روایت کنیم. یک موضوع زمانی می‌تواند مخاطب ملی پیدا کند که نشان دهیم چرا این موضوع فقط مسئله یک شهرستان یا یک استان نیست و چه ارتباطی با مسائل کلان کشور دارد.

مطالبه‌گری و امید؛ دو روی یک رسانه حرفه‌ای

آیا یک خبرنگار می‌تواند هم‌زمان منتقد باشد و امید ایجاد کند؟

قطعاً. نقد و امید در مقابل هم نیستند. اتفاقاً رسانه حرفه‌ای باید مشکل را ببیند، مطالبه کند و در کنار آن ظرفیت‌ها و راه‌حل‌ها را هم نشان دهد.

مرز میان «روایت امید» و «مثبت‌نمایی» کجاست؟

هر جا واقعیت را حذف کنیم، وارد مثبت‌نمایی شده‌ایم. امید واقعی یعنی مشکل را همان‌طور که هست ببینیم، اما در کنار آن نشان دهیم که برای حل آن چه اقداماتی در حال انجام است و چه ظرفیت‌هایی وجود دارد.

اگر خبرنگار با یک مشکل جدی اجتماعی مواجه شود، وظیفه او فقط روایت آن است یا باید تا رسیدن به نتیجه پیگیری کند؟

اگر موضوع اهمیت داشته باشد، قطعاً باید پیگیری شود. من معتقدم خبرنگاری با انتشار خبر تمام نمی‌شود. گاهی انتشار یک خبر فقط نقطه شروع است و خبرنگار باید ببیند سرنوشت آن مطالبه چه شد.

اگر اختیار داشتید فقط یک موضوع را برای یک سال در اولویت رسانه‌های استان قرار دهید، چه موضوعی را انتخاب می‌کردید؟

جوانان و آینده استان. اشتغال، ماندگاری نخبگان، مهارت‌آموزی، استفاده از ظرفیت دانشگاه‌ها و ایجاد فرصت برای جوانان موضوعاتی هستند که مستقیماً با آینده خراسان جنوبی ارتباط دارند.

زنان خبرنگار؛ تخصص، پشتکار و ساختن اعتبار حرفه‌ای

خبرنگاری برای یک زن چه تجربه متفاوتی با خبرنگاری برای یک مرد دارد؟ آیا در مسیر حرفه‌ای‌تان با چالش‌هایی مواجه شده‌اید که فکر کنید اگر مرد بودید با آنها مواجه نمی‌شدید؟

زنان گاهی با چالش‌هایی مواجه می‌شوند که شاید برای مردان کمتر وجود داشته باشد؛ اما من معتقدم مهم‌ترین مسئله، توانمندی و استقلال حرفه‌ای است. اگر یک زن تخصص و پشتکار داشته باشد، می‌تواند جایگاه خودش را پیدا کند.

حضور زنان در رسانه طی سال‌های اخیر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا زنان خبرنگار امروز فرصت بیشتری برای اثرگذاری و دیده شدن دارند؟

حضور زنان در رسانه بسیار پررنگ‌تر شده و امروز زنان در حوزه‌های تخصصی و مدیریتی هم نقش جدی دارند. به نظرم این مسیر باید ادامه پیدا کند و فرصت‌های برابر برای رشد حرفه‌ای زنان بیشتر شود.

برای زنی که امروز می‌خواهد وارد حرفه خبرنگاری شود، مهم‌ترین توصیه شما چیست؟

خودش را جدی بگیرد، مهارت یاد بگیرد و برای اعتبار حرفه‌ای خودش زمان بگذارد. خبرنگاری حرفه‌ای است که اعتبار در آن به‌سادگی به دست نمی‌آید و باید با سال‌ها کار درست ساخته شود.

خبرنگار جوان امروز باید چه چیزهایی بداند؟

اگر یک جوان امروز به شما بگوید «می‌خواهم خبرنگار شوم»، اولین چیزی که به او می‌گویید چیست؟

می‌گویم اگر دنبال یک شغل راحت هستی، خبرنگاری انتخاب راحتی نیست؛ اما اگر دوست داری یاد بگیری، سؤال بپرسی، جامعه را بشناسی و روی مسائل اطرافت اثر بگذاری، خبرنگاری می‌تواند مسیر بسیار ارزشمندی باشد.

به نظر شما خبرنگار جوان امروز باید چه مهارت‌هایی داشته باشد که نسل‌های قبل کمتر به آنها نیاز داشتند؟

اصول خبرنویسی و مصاحبه همچنان پایه کار است، اما خبرنگار امروز باید سواد رسانه‌ای، تولید محتوای دیجیتال، عکاسی و فیلم‌برداری با موبایل، شناخت شبکه‌های اجتماعی، راستی‌آزمایی و کار با ابزارهای هوش مصنوعی را هم بلد باشد.

با این حال، هنوز یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها همان چیزی است که از روزهای اول خبرنگاری تغییر نکرده: خوب سؤال پرسیدن.

دانشگاه تا چه اندازه می‌تواند خبرنگار تربیت کند؟ چه بخش‌هایی از خبرنگاری را فقط می‌توان در میدان و با تجربه یاد گرفت؟

دانشگاه می‌تواند دانش و اصول را آموزش دهد، اما بخش بزرگی از خبرنگاری در میدان یاد گرفته می‌شود. وقتی خبرنگار با یک مصاحبه سخت، یک مطالبه مردمی یا یک بحران واقعی مواجه می‌شود، تجربه‌ای به دست می‌آورد که هیچ کلاس درسی نمی‌تواند کاملاً جایگزین آن شود.

از یک دوره خبرنگاری تا سال‌ها روایت کردن

در پایان این گفت‌وگو، سپیده قلندری اسفدن به مسیری بازمی‌گردد که از سال ۱۳۸۷ آغاز شد؛ مسیری که با تشویق پدر و شرکت در یک دوره خبرنگاری شروع شد و با جهاددانشگاهی، ایسنا و ایکنا ادامه پیدا کرد.

او درباره معنای روز خبرنگار نیز نگاه خود را از همین زاویه بیان می‌کند:

«برای من این روز یادآور یک مسیر است؛ مسیری که از تشویق پدرم و یک دوره خبرنگاری در سال ۱۳۸۷ شروع شد و با جهاددانشگاهی، ایسنا و ایکنا ادامه پیدا کرد. امروز بعد از سال‌ها، هنوز همان انگیزه اولیه را دارم: درست دیدن، درست پرسیدن و درست روایت کردن.»

شاید همین سه عبارت، «درست دیدن»، «درست پرسیدن» و «درست روایت کردن»، چکیده مسیری باشد که سپیده قلندری اسفدن از آن سخن می‌گوید؛ مسیری که در آن خبرنگاری صرفاً به معنای تولید و انتشار خبر نیست، بلکه تلاشی برای دیدن جامعه، شنیدن صدای مردم، پیگیری مسائل و حفظ اعتماد مخاطب است.

سپیده قلندری اسفدن «جهادگر نمونه» جهاددانشگاهی کشور - چارسو

سپیده قلندری اسفدن؛ جهادگر نمونه جهاددانشگاهی

همزمان با برگزاری مراسم چهل‌وششمین سالگرد تشکیل جهاددانشگاهی، از جهادگران نمونه این نهاد تجلیل شد و سپیده قلندری اسفدن از جهاددانشگاهی خراسان جنوبی به عنوان «جهادگر نمونه» معرفی و لوح تقدیر دریافت کرد.

این مراسم با حضور رئیس‌جمهور، رئیس، معاونان، رؤسای واحدهای سازمانی و اعضای هیئت امنای جهاددانشگاهی در دانشگاه علم و فرهنگ برگزار شد و در جریان آن از جهادگران نمونه این نهاد در عرصه‌های مختلف تقدیر به عمل آمد.

در متن لوح تقدیر نیز از تلاش‌ها و فعالیت‌های قلندری اسفدن در مسیر تحقق آرمان‌های جهاددانشگاهی قدردانی شده است.

لینک کوتاه خبر:

https://charsoonews.ir/?p=10313

اخبار مرتبط

همچنین بخوانید:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *